
تعداد نشریات | 54 |
تعداد شمارهها | 2,408 |
تعداد مقالات | 34,617 |
تعداد مشاهده مقاله | 13,341,507 |
تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 5,871,564 |
آداب و اخلاق اهل علم : تواضع | ||
حوزه | ||
مقاله 5، دوره 11، شماره 66، بهمن 1373، صفحه 101-120 | ||
نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
تاریخ دریافت: 29 بهمن 1394، تاریخ پذیرش: 29 بهمن 1394 | ||
اصل مقاله | ||
آداب و اخلاق اهل علم(12) بى شک روحیه تواضع و فرهنگ فروتنى چه در برابر خداوند و چه در برابر بندگان او از زیباترین جلوه هاى آداب معاشرت است. هنگامى که تمامى افراد جامعه روابط خود را بر اساس فروتنى بنا نهند حیات طیّبه رخ خواهد نمود و بهره هاى فراوانى نصیب افراد متواضع خواهد شد از جمله: 1. بزرگى و ارجمندى (المتواضع کالوهدة یجتمع فیها قطرها و قطر غیرها والمتکبر کالرَّبوَةِ لایقرُّ علیها قطرها ولاقطر غیرها.1) افتادگى آموز اگر طالب فیضى هرگز نخورد آب زمینى که بلنداست چنین است که طالبان فیض همواره رفعت و بلندى را در کوچکى و افتادگى مى جسته اند و همچون قطره ناچیز باران خود را در دریاى بى کران انسانها کوچک مى دیده اند تا درخور رسیدن به مقامات عالى و کمالات انسانى شوند. از کوبیدن (در نیستى2) و (خردى) بزرگى یابند و افسر کرامت بر سرنهند. برخى به گمان این که تواضع شخصیت آنان را کوچک مى کند و از قدر و منزلت و جاه و جلال آنان مى کاهد از فروتنى دریغ مى ورزند و براى فرونشاندن میل نفسانى خویش خودنمایى متکبرانه رفتار مى کنند. غافل از این که شخصیت تصنعى و کاذب چیزى جز وهم و خیال نیست و پایه آن بسیار پوچ و سست است. خوى نرم و رفتار متواضعانه نه تنها ذرّه اى از بزرگى و منزلت آنان نمى کاهد بلکه حرمت و نفوذى طبیعى به انسان مى بخشد و جامه وقار و ابهت براو مى پوشاند: (التواضع یکسوک المهابة3) اساساً راز و رمز بزرگى و عظمت در فروتنى است. کسى که خود را چون شبنمى برخاک افکند رفعت و بزرگى مى یابد: چو خواهى که در قدر والا رسىزیک شب تواضع به بالارسىدر این حضرت آنان گرفتند صدرکه خود را فـروتر نهادند قـدر (من تواضع للّه رفعه اللّه. فهو فی نفسه ضعیف وفی أعین الناس عظیم. ومن تکبر وضعه اللّه فهو فی أعین الناس صغیر وفی نفسه کبیر حتى لهو أهون علیهم من کلبٍ اَوْ خنزیر5) کسى که براى خدا فروتنى کند خداوند او را بلند مرتبه گرداند. او در پیش خود ناتوان و در دیدگان مردم بزرگ و ارجمند است و کسى که بزرگى ورزد خدا او را پست و حقیر سازد. او خویش را بزرگ مى پندارد ولى در نظر مردم کوچک و بى مقدار است به گونه اى که حتى او را از سگ و یا خوک هم پست تر مى شمارند. [یعنى طبیعت انسانها به گونه اى است که از افراد متکبر منزجرند و از چنین رفتارى نفرت دارند.]. و در حدیث دیگرى مى فرماید: (و انّ التواضع یزید صاحبه رفعة فتواضعوا یرفعکم اللّه6) همان طور که تواضع سبب عظمت بزرگى و شخصیت انسان در میان مردم و گرانقدرى وى نزد خداوند مى گردد تکبر وسیله حقارت و خوارى انسان مى شود. امیرالمؤمنین(ع) در خطبه قاصعه سبب محرومیت و دورى شیطان از رحمت خدا را تکبر و گردن فرازى وى مى داند: (اَلاترون کیف صغّره اللّه بتکبره ووضعه بترفّعه7) آیا نمى بینید چگونه خداوند او [ابلیس] را به سبب تکبرش کوچک و خوار نمود و به خاطر بلند پروازى پست. 2 . رشد و کمال در جامعه اى که غرور و خود بزرگ بینى رواج داشته باشد و در خانه مدرسه محیط کار و... هرکسى خود را بزرگتر و بالاتر از دیگرى بداند و دیگران را حقیر و ناچیز بشمارد جوّ بى اعتمادى دروغ گویى تملق و چاپلوسى ریاکارى فریبکارى مراعات نکردن قانون و مقررات ظلم و تعدى و تجاوز به حقوق دیگران رواج خواهد یافت. بى شک آثار سوءِ چنین حالتى عرصه را بر همه فعالیتهاى سازنده تنگ کرده و عملاً چرخ تلاش و سازندگى کند مى شود. آنان با پندارهاى موهوم و القاب و عناوین خود را برتر و بالاتر از دیگران مى دانند زمینه شکوفایى استعداد و بالندگى را در جامعه خویش نابود مى سازند و زمینه اصلاح و پیشرفت و رشد اجتماعى را ازبین مى برند. زیرا متکبر نقایص و عیوب خود را نمى بیند و خود را مافوق همه مى داند و از شنیدن هرمطلبى به به گفته سعدى: امام کاظم(ع) خطاب به هشام بن حکم مى فرماید: (یاهشام! انّ الزرع ینبت فی السهل ولاینبت فی الصفا فکذلک الحکمة تعمر فی قلب المتواضع ولاتعمر فی قلب المتکبر الجبّار لأنّ اللّه جعل التواضع آلة العقل وجعل التکبر من آلة الجهل.9) 3 . بهره ورى از مواهب زندگى بزرگانى که در عرصه علم و دانش چون خورشید درخشیده اند همواره در نهایت تواضع مى زیسته اند و با افتادگى و به دور از هرگونه تکلف و قید و بندى در تکاپو براى کسب دانش در مجلس درس استادان حاضر مى شدند. مرحوم علاّمه طباطبائى(ره) که بر فلسفه و تفسیر چنان احاطه داشت که پیچیده ترین مسائل فلسفى را به آسانى مى گشود چنان متواضع بود که هرگز کلمه (من) از ایشان شنیده نشده است: (در طول سى سال که افتخار درک محضر ایشان را داشتم هرگز کلمه (من) از ایشان نشنیدم! در عوض عبارت (نمى دانم) را بارها در پاسخ سؤالات از ایشان شنیده ام. همان عبارتى که افراد کم مایه از گفتن آن عار دارند ولى این دریاى پرتلاطم علم و حکمت از فرط تواضع و فروتنى به آسانى مى گفت. و جالب این است که به دنبال آن پاسخ سؤال را به صورت احتمال و یا به عبارت (به نظر مى رسد) بیان مى کرد10.) 4 . اصلاح و آرامش تواضع چه در زندگى فردى و چه اجتماعى وسیله مهمى براى غلبه بروسوسه هاى شیطانى و هواهاى نفسانى و ازبین بردن زمینه هاى انحراف و نزاعهاست. از این روى على(ع) در خطبه قاصعه از تواضع به عنوان دژى تسخیرناپذیر در برابر ابلیس یاد کرده است: (اتخذوا التواضع مسلحة بینکم و بین عدوکم ابلیس و جنوده فانّ له من کلّ امة جنوداً واعواناً11) فروتنى را سنگرى میان خود و دشمنتان شیطان و سپاهیانش برگزینید; زیرا او را از هرگروهى لشکرها و یاورانى است. از این رهگذر اظهار خضوع و تواضع انسان را در اصلاح نفس و رهایى وى از مفاسد اجتماعى و اختلافها و نزاعها یارى مى دهد. آرامش و سعادت وى را تأمین مى کند و در رسیدن به اهداف عالى انسانى به او کمک مى کند و چونان سدى آهنین شخصیت و شرافت او را از شر دشمنان درونى و برونى محافظت مى نماید. (ثمرة التواضع المحبّة وثمرة الکبر المسبّة12) (ثلاث یوجبن المحبّة الدین والتواضع والسخاء13) از این روى در فرهنگ اسلامى تصریح شده است که رهبران و راهنمایان جامعه اسلامى باید با نرمى و ملایمت با مردم برخورد نمایند و با خوشرویى و فروتنى محبت و دوستى آنان را جلب کنند. قرآن مجید نرمى و تواضع پیامبر را در برابر مؤمنان عاملى در جهت جلب توجه مردم و جلوگیرى از تشتت و پراکندگى از اطراف وى مى داند: (فبما رحمة من اللّه لنت لهم ولو کنت فظّاً غلیظ القلب لأنفضّوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الأمر14) از پرتو رحمت و لطف الهى در برابر آنها نرم و فروتن شدى و اگر خشن و سنگدل بودى از اطراف تو پراکنده مى شدند پس از آنان درگذر و برایشان طلب آمرزش نما و در کارها با آنها مشورت کن. اگر رهبران و مدیران نظام اسلامى از سر تواضع و فروتنى به مردم شخصیت بدهند و در مسائل مختلف کشور و حکومت با آنان مشورت نمایند و به رأى و نظر آنان احترام بگذارند طبعاً توجه و محبت آنان را به دست مى آورند ولى اگر متکبر باشند همه از گردشان پراکنده مى گردند. درجات فروتنى (التواضع درجـات منها ان یعرف المرء قدر نفسه فینزلها منزلتها بقلب سلیم15). ارزش و اهمیت تواضع متناسب با درجات آن است. تواضع از عالمان دینى و روحانیان که مبلغان اسلام و مروّجان اخلاق در میان مردم هستند بسى زیبنده تر و با ارزش تر از فروتنى دیگران است. تواضع صاحبان قدرت مدیران جامعه گردانندگان نظام سیاسى و دست اندرکاران حکومت با مردم بویژه مستضعفان ومحرومان قطعاً ارزش و درجه بالاترى دارد. بر روى خاک نشستن با محرومان و فقیران دمساز بودن جامه خویش وصله زدن و بر کوچک و بزرگ سلام کردن از جمله رفتارهاى متواضعانه اى است که در سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه طاهرین فراوان بدان برمى خوریم. غزالى در باره تواضع رسول اکرم مى نویسد: (پیغامبر(ص) با علوّ منصب خود متواضع ترین مردمان بود. حال بیمار مى پرسید. جنازه ها را تشییع مى کرده بر الاغ برهنه سوار مى شد و فردى را هم پشت سرش سوار مى کرد. دعوت بردگان را پاسخ مى داده کفش خود را مى دوخت. جامه اش را وصله مى زد و در خانه خود همراه اهل آسوده باش که من پادشاه نیستم بلکه پسر زنى هستم از قریش که گوشت نمک سود خشک مى خورد. پیامبر در میان یاران خود مى نشست و با آنان چنان مى آمیخت که گویا یکى از ایشان است و اگر ناشناسى مى آمد او را نمى شناخت. عایشه از وى خواست: تکیه زده غذا تناول کند. فرمود:بل آکل کما یأکل العبد واجلس کما یجلس العبد مانند بندگان خورم و مانند ایشان بنشینم.16) آرى چنین کارهایى راحتى در زمانى که به اوج قدرت رسید (مانند فتح مکه) انجام مى داد تا مردم گمان نکنند: قدرت و جاه و جلال او را از تواضع و فروتنى و نشست و برخاست با مردم بازداشته است. (تقدم امامى وأدرکنى فی المکان الذی تُرید17) در سیره عملى حضرت على(ع) مى خوانیم:آن حضرت مقدارى خرما از (ربّ العیال احقّ18) امامان ما افزون بر آن که خود نمونه هاى عالى تواضع بوده اند همواره از هرحرکت و اقدامى که شائبه ایجاد روحیه تکبر داشته دورى مى جسته اند و راه را بر وسوسه هاى شیطان و توجیه هایى که نفس در پى آن زمزمه مى کند مى بسته اند. در سیره حضرت على(ع) مى خوانیم: روزى براى رفتن نزد أصحاب خود سوار بر مرکب شد و حرکت کرد. در بین راه عده اى از یاران در پى وى به راه افتادند. حضرت متوجه آنان شد و فرمود: حاجتى دارید؟ عرض کردند:نه اى امیرمؤمنان بلکه دوست داریم که همراه شما باشیم. حضرت فرمود: (انصرفوا فانّ مشی الماشی مع الراکب مفسدة للراکب ومذلة للماشی19) امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) با جلالت قدر و بزرگى شأنى که داشت در تابستانها روى حصیر مى نشست و در زمستانها روى پلاس جلوس مى فرمود و جامه هاى خشن مى پوشید20. در سیره آن بزرگوار نوشته اند که در سفر خراسان روزى دستورداد سفره گستردند و همه خادمان را که از سیاهان و غیر آنان بودند کنار سفره نشاند و خود در کنار آنان برزمین نشست که غذا تناول کند. یکى از یاران امام که احساس الهى و فروتنى امام(ع) را درست باز نیافته بود نشستن این بینوایان سیاه ژنده پوش در کنار آن حضرت برایش گران بى شک رفتار و سیره عملى پیشوایان معصوم بر همگان حجّت ست و در همه حرکات آنان درسى و حکمتى براى ما نهفته است. پیشواى هشتم(ع) در همان زمانى که منصب ولایتعهدى را به عهده دارد براى استحمام به گرما به عمومى مى رود! آن هم تنها و بدون تشریفات و همراهى خدمتکاران و بدون قُرق ساختن حمام شخصاً به سان مردمان معمولى به شستن و تمیز کردن بدن خود مى پردازد و گاه طبق مرسوم و معمول حمامهاى عمومى به دیگران در این امر کمک مى کند.22 این گونه رفتار فروتنانه در ابعاد مختلف زندگى پیامبر و امامان(ع) فراوان به چشم مى خورد که مى تواند الگو و سرمشق خوبى براى تنظیم رفتار و اخلاق اهل علم و دیگران باشد. روحانیت و تواضع تواضع و فروتنى براى همگان لازم و ضرورى است و برازندگى مى آورد و آراستگى; امّا براى حوزویان و اهل علم ضروى تر است و برازندگى بیشترى مى آورد. به دو دلیل: 1 . آنان وارثان انبیاء نمایندگان حجّت خدا هستند. روشن است که وراثت آنان تنها به جنبه هاى علمى محدود نمى گردد بلکه در سیره عملى و اخلاقى هم باید وارث پیامبران باشند. همان گونه که پیامبران بهترین سلوک را در میان مردم داشته اند آنان هم باید در میان مردمان به گونه اى زندگى کنند که این وراثت براى همه محسوس باشد. از این روى مردم توقع دارند که روحانیان و حوزویان بهترین اخلاق و متواضعانه ترین رفتار را با آنان داشته باشند. در منابع دینى آمده است: عیسى مسیح(ع) از حواریون خواست که اجازه دهند تا پاهاى آنان را شستشو دهد. گفتند: ما بدین کار سزاوارتریم. حضرت در پاسخ آنان فرمود: عالمان دینى با اقتدا به پیشوایان بزرگ اسلام و سیره رسول اکرم(ص) وائمه اطهار(ع) همواره در کمال فروتنى و خوشرویى مى زیسته اند و از معاشرت و همنشینى با محرومان و مستضعفان لذت مى برده اند. 2 . روحانیان حاملان علوم دینى هستند. دانش چون با ایمان و تقوى همراه گردد فروتنى و افتادگى مى آورده آنان که حظّى از علم برده اند درختان ابو بصیر مى گوید:از امام صادق(ع) شنیدم که امیرالمؤمنین(ع) همواره مى فرمود: فروتنى بار درخت دانش است25. عالم کامل کسى است که افزون بر علم و تقوى خود را به زیور تواضع بیاراید. پیغمبر اسلام(ص) فروتنى را ملازم با دانش اندوزى شمرده است: (من طلب العلم للّه لم یصب منه باباً الاّ ازداد به فی نفسه ذُلاًّ وفی الناس تواضعاً وللّه خوفاً وفی الدین اجتهاداً وذلک الذی ینتفع بالعلم 26) کسى براى خدا دانش اندوزد با هرفصل و بابى که از آن فراگیرد فروتنى و تواضعش فزون گردد خود را حقیر شمارد. بر خوف و خشیت الهى و تلاش و اجتهاد در دینش افزوده گردد. اوست که از دانش سود مى برد. اگر انسان قسمتى از عمرش را صرف تعلیم و تعلم کند و آثار و ثمرات آن در او ظاهر نگردد بى گمان عمرش را تباه ساخته و براى خدا دانش نیاموخته است. چه بسا چنین دانشى موجب تکبر و گردن فرازى وى گردد. از این روى در منابع دینى به عالمان هشدار داده شده و آنان را از افتادن به دام تکبر و جباریت برحذر داشته اند. به آنان سفارش گردیده که با تکبر بر کرسى تدریس ننشینند و در محضر درس استادان و معلمان فروتنى و وقار را از یاد نبرند و چنان نکنند که سخن حق آنان با رفتار مغرورانه از ارزش بیفتد. نمونه هاى عالى تواضع یادآورى گوشه هایى از زندگانى آن بزرگواران و رفتار فروتنانه آنان با مردم مى تواند سرمشقى خوب و آموزنده براى طالبان علم و حوزویان باشد. لذا چند مورد از فروتنى عالمان و فقیهان والا مقام را در این جا ذکر مى کنیم: (من دست و بازوى شما را که دست خدا بالاى آن است مى بوسم و بر این بوسه افتخار مى کنم27.) (شهید ثانى شب هنگام با الاغ هیزم منزلش را مى آورد! با این که چهار کرسى درس براى افراد مختلف داشت28.) (یکى از سادات به تحصیل علوم دینى مایل گشته و این امر را با چند نفر در میان نهاده تا درس مقدمات برایش بگویند ولى هیچ یک از آنان حاضر نشدند و شأن خودشان را بالاتر از آن دیدند! بدین جهت خود متصدى این امر شده و درس او را به عهده گرفته ام30.) (بسیار متواضع بود خصوص با اهل علم با ادنى طلبه در سلام پیشى مى گرفت و در مجلس براى ورود آنها به پا مى ایستاد. اهل علم را بسیار تجلیل مى کرد32) ما به همین مقدار از زندگى پربار و درس آموز عالمان عامل بسنده مى کنیم و طالبان علم و حوزویان را دعوت مى کنیم تا در زندگى این ستارگان درخشان آسمان فقاهت بیشتر تعمق کنند و سجایاى اخلاقى رهنمودها نصایح و توصیه هاى آنان را آویزه گوش سازند. باشد که خداوند سبحان ما را مشمول عنایت و توجه خویش قرار دهد. ان شاء اللّه. | ||
مراجع | ||
1 . (شرح نهج البلاغة) ابن ابى الحدید ج20/288 حکمت 291. 2 . (کلیات سعدى) /297.
3 . (میزان الحکمة) ج10/508.
4 . (کلیات سعدى) /314.
5 . (کنز العمال) علاء الدین على المتقى بن حسام الدین الهندی ج3/113 حدیث 5737.
6 . (اصول کافی) ج2/121. 7 . (نهج البلاغة) صبحى صالح خطبه 192. 8 . (کلیات سعدى) محمد على فروغى /319.
9 . (بحار الأنوار) چاپ بیروت مؤسسة الوفاء ج75/312.
10 . (یادنامه علامه طباطبائى) /37.
11 . (نهج البلاغة) خطبه 192.
12 . (غرر و درر) چاپ دانشگاه تهران ج3/327.
13. (همان مدرک) /342.
14 . سوره (آل عمران) آیه 159.
15 . (اصول کافى) ج2/ 124.
16 . (احیاء علوم الدین) ابو حامد محمد غزالى طوسى ج2/380.
17 . (مکارم الأخلاق) حسن بن فضل الطبرسى /22.
18 . (اخلاق محتشمى) خواجه نصیرالدین طوسى /287. این روایت با اندک تفاوتى در کتاب (المحجة البیضاء) ج6/ 248 هم آمده است.
19 . (بحار الأنوار) ج41/55.
20 . (همان مدرک) ج49/89.
21 . (همان مدرک) /101.
22 . (همان مدرک) /99. (دخل الرضا(ع) الحمام فقال له بعض الناس: دلّکنی فجعل یدلّکه فعرّفوه فجعل الرجل یستعذر منه وهو یطیب قلبه ویدلّکه).
23 . (اصول کافى) ج1/37.
24 . (همان مدرک) /48.
25 . (غرر و درر) ج1/81.
26 . (الحیاة) محمدرضا حکیمى و... ج2/314.
27 . (صحیفه نور) ج16/96.
28 . (لؤلؤ البحرین) /26.
29 . (زندگانى و شخصیت شیخ انصارى) /75.
30 . (همان مدرک) /79.
31 . مجلّه (حوزه) شماره 34/72 مصاحبه آیة اللّه طبسى.
32 . (مرگى در نور) عبدالحسین کفایى) /401. | ||
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,618 |