| تعداد نشریات | 54 |
| تعداد شمارهها | 2,671 |
| تعداد مقالات | 37,724 |
| تعداد مشاهده مقاله | 20,438,790 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 9,573,912 |
این همه موکب | ||
| پوپک | ||
| دوره 01، مجله پوپک ویژه نامه محرم - شماره پیاپی 379، اسفند 1373، صفحه 2-2 | ||
| نوع مقاله: تقویم روزها مجله پوپک | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22081/poopak.2023.73048 | ||
| تاریخ دریافت: 28 شهریور 1401، تاریخ پذیرش: 28 شهریور 1401 | ||
| چکیده | ||
| داستان برای محرم/ این همه موکب/ | ||
| اصل مقاله | ||
|
تقویم روزها این همه موکب فاطمه دانشور جلیل تصویرگر: الهام نرگسی وش ناصر صدایم کرد و گفت: «علی، پنج تا پتو بیار پتوی خودم را برداشتم به دست ناصر دادم و گفتم دیگه پتو نداریم این پتوی خودمه.» عمو گفت: «پتوی من و پدرت و ناصر را هم بیار برای خودمون از جایی می گیرم. الآن زوار خسته اند.» همه ی زوار ردیف خوابیده بودند. با ناصر خارج از موکب روی زمین نشستیم و منتظر ماندیم تا عمو با پتوها بیاید. شب ها سرد بود و روزها گرم. پدرم دستی به شانه ی من و پسر عمویم گذاشت. بین مان نشست و گفت: «ماشاء الله امروز خیلی کار کردید نه سال بیشتر ندارید؛ اما پا به پای بزرگ ترها از زوار پذیرایی کردید» من و ناصر به هم لبخند زدیم. پدرم دوباره گفت: «فقط چهار روز به اربعین مانده، از فردا تعداد زوار بیش تر می شود.» من و ناصر چشمی با هم گفتیم. پدرم دستانش را دورشانه های مان حلقه زد و گفت: «در حد توان تان کار کنید. دوست ندارم مریض بشید.» ناصر پرسید: «عمو هر سال چه قدر زوار برای اربعین هست؟» پدرم نگاهی به آسمان انداخت و گفت: «تا بیست میلیون هم بوده.» من و ناصر با تعجب به یک دیگر نگاه کردیم. این بار من پرسیدم: «بابا چند تا موکب هست؟ اصلا چه قدر راه از این جا تا کربلاست؟ -حدود هفت هزار موکب هست. هشتاد کیلومتر راهه از نجف تا کربلا. عمو از راه رسید. با چهار پتو وقتی من و ناصر کنار هم دراز کشیدیم گفتم: «ناصر، خیلی دوست داشتم ما هم جزء زوار بودیم.» ناصر گفت: «پذیرایی از زوار هم مثل زیارت با پای پیاده خیلی ثواب دارد. شاید حتی بیش تر.» کمی به فکر فرو رفتم و گفتم: «ناصر، فکرش را بکن. این همه جمعیت، این همه موکب، این همه راه و این همه به قول مادرم عاشق امام حسین هست!» ناصر از خستگی خوابش برده بود و دیگر چیزی نگفت. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 79 |
||