| تعداد نشریات | 54 |
| تعداد شمارهها | 2,627 |
| تعداد مقالات | 37,189 |
| تعداد مشاهده مقاله | 17,808,477 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 8,056,719 |
بررسی حق فسخ زوجه به عنوان ضمانت اجرای عجز زوج از پرداخت نفقه | ||
| فلسفه حقوق | ||
| دوره 4، شماره 2، مهر 1404، صفحه 82-59 اصل مقاله (5.07 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22081/phlq.2025.73342.1156 | ||
| نویسنده | ||
| محمدحسن قاسم زاده* | ||
| دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران | ||
| تاریخ دریافت: 15 آبان 1404، تاریخ بازنگری: 21 فروردین 1405، تاریخ پذیرش: 18 آبان 1404 | ||
| چکیده | ||
| این مقاله با هدف بررسی امکان فسخ نکاح از سوی زوجه در صورت عجز زوج از پرداخت نفقه، به تحلیل عمیق مبانی فقهی و قانونی این مسئله پرداخته و تلاش دارد نشان دهد که میتوان این وضعیت را به عنوان یکی از مصادیق تخلف از شرط یا تدلیس در عقد نکاح دانست. در گام نخست، ماهیت و مبانی فقهی نفقه بررسی شده و مشخص گردید که نفقه مفهومی عام دارد و شامل تمامی نیازهای متعارف زن مانند مسکن، پوشاک، خوراک، درمان و لوازم زندگی است. سپس شرایط الزام به پرداخت نفقه تحلیل شد و روشن گردید که دو شرط اصلی، یعنی وجود عقد دائم و تمکین زوجه، پایههای این تکلیف محسوب میشوند. در بخش ضمانت اجرا، دو مسیر کیفری و حقوقی مورد بررسی قرار گرفته است. از منظر کیفری، مردی که با وجود توانایی مالی از پرداخت نفقه خودداری کند، طبق ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده، به حبس تعزیری درجه شش محکوم میشود. از منظر حقوقی، زوجه میتواند از طریق دادگاه خانواده نسبت به مطالبه نفقه اقدام کند و در صورت استمرار امتناع زوج و عدم امکان اجرای حکم، براساس ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی، تقاضای طلاق نماید. اما با توجه به تشریفات پیچیده و طولانی طلاق، این مقاله پیشنهاد میکند که حق فسخ نکاح بتواند به عنوان ضمانت اجرایی کارآمدتر به رسمیت شناخته شود. اگر مرد در هنگام عقد، تمکن مالی خود را برخلاف واقع وانمود کند و پس از ازدواج معلوم شود که از ابتدا عاجز از پرداخت نفقه بوده است، این عمل مصداق روشن تدلیس در نکاح است و طبق ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی، برای زوجه خیار فسخ ایجاد میکند. همچنین اگر عجز مالی پس از عقد (عجز لاحق) رخ دهد، تخلّف از شرط بنایی تمکّن مالی زوج محسوب میشود و زوجه میتواند بر مبنای تخلف از وصف اساسی عقد، نکاح را فسخ کند. در تحلیل فقهی، دیدگاه فقهای بزرگی مانند شهید ثانی، فاضل هندی و امام خمینی بررسی شده است. آنان اجبار حاکم به پرداخت نفقه از مال زوج را در صورت توانمندی و زندانی کردن وی در صورت عدم تمکّن، جایز دانستهاند؛ اما در مواردی که هیچ امکان پرداخت وجود ندارد، برخی از فقها صریحاً امکان فسخ نکاح توسط زوجه را پذیرفتهاند. این دیدگاه به لحاظ منطقی و فقهی، با روح عدالت اسلامی و اصل حفظ کرامت انسانی زن سازگار است. همچنین مقاله با استناد به نظریه دکتر کاتوزیان درباره آثار فسخ نکاح بیان میکند که فسخ تنها نسبت به آینده عمل میکند و در فرض نزدیکی، حق زوجه نسبت به مهرالمسمی حفظ خواهد شد. نتیجه نهایی پژوهش این است که، پذیرش حق فسخ نکاح در صورت عجز زوج از پرداخت نفقه نهتنها با اصول فقهی و قانون مدنی منافاتی ندارد، بلکه میتواند به عنوان ابزار مؤثر حمایت از زوجه و تقویت مسئولیتپذیری زوجین در قبال تعهدات مالی شناخته شود. این راهکار با کاهش تشریفات طلاق، تسهیل فرآیند رسیدگی و حفظ حیثیت زن، از تکرار آسیبهای اقتصادی و روانی جلوگیری میکند. بر این اساس، پیشنهاد میشود قانونگذاران با الهام از مبانی فقهی و اصول عدالت اجتماعی، در اصلاح قوانین خانواده، به رسمیت شناختن حق فسخ نکاح در چنین مواردی را در دستور کار قرار دهند، تا ضمن صیانت از حقوق زوجه، از تزلزل بیمورد بنیان خانواده نیز جلوگیری شود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| نفقه؛ طلاق؛ عجز زوج؛ حقوق زوجه؛ قانون مدنی؛ فقه امامیه | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| Examining the Wife’s Right to Rescind the Marriage Contract as a Legal Remedy for the Husband’s Inability to Pay Maintenance | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Mohammad hasan Ghasemzadeh | ||
| Master's student, Faculty of Law, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran. | ||
| چکیده [English] | ||
| This article seeks to examine the possibility of rescission of marriage (*fasḵ*) by the wife where the husband is unable to provide maintenance/ alimony (*nafaqa*), by conducting an in‑depth analysis of the relevant jurisprudential and statutory foundations. The study argues that such a situation may be classified as either a breach of an implied condition or as *tadlīs* (fraudulent misrepresentation) within the marriage contract. The analysis begins by examining the nature and jurisprudential basis of maintenance, demonstrating that alimony or *nafaqa* encompasses all customary needs of the wife, including housing, clothing, food, medical care, and essential living expenses. The conditions governing the obligation to pay maintenance are then addressed, revealing two core prerequisites: the existence of a permanent marriage contract and the wife’s lawful cohabitation and compliance (*tamkīn*). Regarding available legal remedies, both criminal and civil mechanisms are examined. Under criminal law, a husband who, despite financial ability, intentionally refuses to pay maintenance is subject to sixth‑degree imprisonment pursuant to Article 53 of the Family Protection Act. Under civil law, the wife may claim maintenance before the family court and, in cases of persistent refusal and impossibility of enforcing the judgment, may request divorce under Article 1129 of the Civil Code. Given the complex and often protracted nature of divorce proceedings, this article contends that recognizing a right of rescission may serve as a more effective legal remedy. If the husband falsely portrays himself as financially capable at the time of contracting the marriage, and it later becomes evident that he lacked such ability from the outset, such conduct constitutes *tadlīs* or fradulant in marriage and, under Article 1128 of the Civil Code, gives rise to the wife’s right of rescission. Moreover, where financial incapacity arises after the marriage (supervening inability), this may be regarded as a breach of an implied essential condition regarding the husband’s financial capacity, thereby enabling the wife to rescind the marriage based on violation of an essential attribute of the contract. From a jurisprudential standpoint, the views of prominent jurists—including Shahid al‑Thānī, Fazel Hindi, and Imam Khomeini—are examined. These scholars have generally permitted the judge to compel payment of maintenance from the husband’s property where possible and to order his imprisonment where he lacks the ability but refuses to comply. However, in cases of absolute inability where no payment is possible, some jurists have explicitly recognized the wife’s right to rescind the marriage. This position, both logically and jurisprudentially, aligns with the Islamic principles of justice and the preservation of the woman’s dignity. Relying on Dr. Katouzian’s theory regarding the effects of rescission, the article further explains that rescission operates prospectively, and in cases where consummation has occurred, the wife’s right to the named dower (*mahr al‑musammā*) or gifted money remains intact. The study concludes that recognizing the wife’s right to rescind the marriage upon the husband’s inability to pay maintenance is not only compatible with jurisprudential principles and the Civil Code, but also constitutes an effective mechanism for protecting the wife and strengthening financial responsibility within marriage. This remedy, by reducing procedural complexities, facilitating judicial proceedings, and safeguarding the woman’s dignity, can help prevent repeated economic and psychological harm. Accordingly, the article recommends that legislators, drawing upon jurisprudential foundations and principles of social justice, consider incorporating this remedy into family‑law reforms, thereby ensuring both protection of the wife’s rights and preservation of family stability. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| maintenance (nafaqa), divorce, husband’s incapacity؛ wife’s rights, Civil Code, Imami jurisprudence | ||
| مراجع | ||
|
قرآن کریم.
ابراهیمی، محمود (1393). ترجمه فارسی فقه السنه. آذربایجان غربی: انتشارات آراس، ج2، چاپ سوم.
امامی، حسن (1403). حقوق مدنی. تهران: انتشارات اسلامیه، ج4، چاپ چهل و یکم.
امیرمحمدی، محمدرضا (1388). حقوق مدنی نظام مالی خانواده. تهران: بنیاد حقوقی میزان.
بازگیر، یدالله (1396). قانون مدنی در آیینه آرای دیوان عالی کشور. تهران: انتشارات فردوسی، ج1، چاپ سوم.
بحرانی، یوسف بن احمد (1379). الحدائق الناضره فی احکام العتره الطاهره. قم: دفتر انتشارات اسلامی، وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج6، چاپ سوم.
جعفری لنگرودی، محمدجعفر (1386). حقوق خانواده. تهران: انتشارات گنج دانش، چاپ چهارم.
جعفری لنگرودی، محمدجعفر (1403). ترمینولوژی حقوق. تهران: انتشارات گنج دانش، چاپ سی و نهم.
حرّعاملی، محمدبن حسن (1386). وسائل الشیعه الی مسائل الشریعه. تهران: انتشارات کتابچی، ج15، چاپ دهم.
خمینی، سید روحالله (1394). تحریرالوسیله. تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ج2، چاپ چهارم.
روشن، محمد (1400). حقوق خانواده. تهران: انتشارات جنگل، چاپ سوم.
شایگان، علی (1400). حقوق مدنی. تهران: انتشارات مهرکلام، چاپ سوم.
شربینی خطیب، محمد (1369). مغنی المحتاج الی معرفه معانی الفاظ المنهاج. قم: دارالذخائر، ج3.
شریف، علی (1378). نفقه و تمکین در حقوق ایران. تهران: انتشارات بشارت، چاپ دوم.
شیروی، عبدالحسین (1401). حقوق خانواده ازدواج، طلاق و فرزندان. تهران: انتشارات سمت، چاپ هشتم.
صفایی، حسین؛ امامی، اسدالله (1402). مختصر حقوق خانواده. تهران: بنیاد حقوقی میزان، چاپ شصتم.
طباطبایی، علی (1374). ریاض المسائل. تهران: انتشارات بوستان کتاب، ج2.
طوسی، محمد بن حسن (1378). کتاب الخلاف. قم: دفتر انتشارات اسلامی، وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج5، چاپ دوم.
عاملی (شهید ثانی)، زینالدین بن علی (1363). الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه. قم: دفتر انتشارات اسلامی، وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج2، 5.
عاملی (شهید ثانی)، زینالدین بن علی (1381). مسالک الافهام الی تنقیح شرایع الاسلام. قم: بنیاد معارف اسلامی، ج1، چاپ دوم.
عاملی، باقر (1350). حقوق خانواده. تهران: مدرسه عالی دختران.
فهیمی، فاطمه (1400). زن و حقوق مالی مطالعه تطبیقی در حقوق اسلام، ایران و کنوانسیون رفع تبعیض از زنان. تهران: انتشارات خرسندی، چاپ سوم.
کاتوزیان، ناصر (1402). حقوق خانواده. تهران: بنیاد حقوقی میزان، ج1، چاپ دوازدهم.
کاتوزیان، ناصر (1403). دوره مقدماتی مدنی اعمال حقوقی. تهران: انتشارات گنج دانش، ج1، چاپ دوازدهم.
کاظمی، محمود (1398). قانون مدنی یا فقه فارسی: جستاری در منابع و ساختار قانون مدنی ایران. پژوهش حقوق خصوصی، 8(29).
مامقانی، عبدالله (1404ق). مناهج المتقین فی فقه ائمه الحق و الیقین صلوات الله علیهم اجمعین. قم: موسسه آل البیت لاحیاء التراث.
محقق حلّی، جعفربن حسن (1385). شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام کتاب النکاح. قم: بنیاد معارف اسلامی، چاپ سوم.
محقق داماد، مصطفی (1383). قواعد فقه بخش مدنی. تهران: مرکز نشر علوم اسلامی، ج1، چاپ یازدهم.
محقق داماد، مصطفی (1402). بررسی فقهی حقوق خانواده نکاح و انحلال آن. تهران: مرکز نشر علوم اسلامی، چاپ بیست و یکم.
مطهری، مرتضی (1381). نظام حقوق زن در اسلام. تهران: انتشارات صدرا، چاپ سی و سوم.
نجفی، محمدحسن (1362). جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام. بیروت: داراحیاء التراث العربی، ج31، چاپ هفتم.
نوری طبرسی، میرزا حسین (1369). مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل. قم: موسسه آل البیت لاحیاء التراث، ج14.
هندی، فاضل (1416ق). کشف اللثام عن قواعد الاحکام. قم: دفتر انتشارات اسلامی، وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج1.
یثربی قمی، علیمحمد (1403). حقوق خانواده در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران. تهران: انتشارات سمت، چاپ پنجم. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 196 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 45 |
||