حضرت زاده, احسان. (1404). توزیع تعهدات غیرمالی مورث برای وراث از منظر فقه امامیه و حقوق ایران. اسلام و مطالعات اجتماعی, 11(4), 174-180. doi: 10.22034/jrj.2025.72575.3032
احسان حضرت زاده. "توزیع تعهدات غیرمالی مورث برای وراث از منظر فقه امامیه و حقوق ایران". اسلام و مطالعات اجتماعی, 11, 4, 1404, 174-180. doi: 10.22034/jrj.2025.72575.3032
حضرت زاده, احسان. (1404). 'توزیع تعهدات غیرمالی مورث برای وراث از منظر فقه امامیه و حقوق ایران', اسلام و مطالعات اجتماعی, 11(4), pp. 174-180. doi: 10.22034/jrj.2025.72575.3032
حضرت زاده, احسان. توزیع تعهدات غیرمالی مورث برای وراث از منظر فقه امامیه و حقوق ایران. اسلام و مطالعات اجتماعی, 1404; 11(4): 174-180. doi: 10.22034/jrj.2025.72575.3032
دانش پژوه سطح چهار فقه و حقوق خصوصی. مجتمع فقه، حقوق و قضای اسلامی. قم. ایران.
تاریخ دریافت: 05 شهریور 1404،
تاریخ بازنگری: 12 مهر 1404،
تاریخ پذیرش: 03 آبان 1404
چکیده
انسان در جریان زندگی خویش، بهواسطۀ قراردادها و سایر وقایع حقوقی، با تعهدات متنوعی روبهرو میشود. برخی از این تعهدات ماهیتی شخصی دارند و به دلیل وابستگی به ویژگیهای فردی متعهد، با مرگ او پایان میپذیرند. در مقابل، دستهای دیگر قائم به شخص نبوده و انجام آنها به تواناییهای فردی وابسته نیست. پرسش اصلی پژوهش آن است که در صورت فوت متعهد، آیا این تعهدات به وراث منتقل میشوند یا ساقط خواهند شد؟ این تحقیق با روش کتابخانهای و رویکردی توصیفی - تحلیلی و انتقادی انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که دربارۀ ماهیت حقوقی ترکه، سه دیدگاه عمده وجود دارد: بقای مالکیت مورث، انتقال فوری به وراث و شخصیت حقوقی مستقل ترکه. دیدگاه نخست بیشتر بر آیات، روایات و اجماع فقها استوار است؛ دیدگاه دوم افزون بر این مبانی، بر قواعد اصولی مانند «المال لا یبقی بلا مالک» تکیه دارد و دیدگاه سوم با تأثیرپذیری از حقوق غربی، بر تعیین زمان دقیق انتقال ترکه و تعلیق تصرف وراث تا پایان تصفیه تأکید میکند. نتیجۀ تحلیلی پژوهش آن است که با تلفیق سه نظریۀ یادشده، میتوان از مفهوم شخصیت اعتباری موقت ترکه در فقه امامیه بهره گرفت؛ بدین معنا که دارایی متوفی تا زمان تصفیه، دارای حیات حقوقی مستقل است و پس از انجام دیون، به صورت قطعی به وراث منتقل میشود. همچنین بررسیها نشان داد که دیون مالی قابل انتقال به وراث هستند؛ اما دیون غیرمالی به دلیل ماهیت شخصی، با مرگ متوفی پایان مییابند، حتی اگر آثار مالی تبعی داشته باشند. بر این اساس، نظام حقوقی ایران در زمینۀ تعهدات غیرمالی متوفی با خلأ تقنینی مواجه است و این امر موجب بروز اختلافنظرها و چالشهای عملی در رویۀ قضایی میشود.
Distribution of non-financial obligations of the heir to the heirs from the perspective of Imamiyyah jurisprudence and Iranian law
نویسندگان [English]
Ehsan Hazratzadeh
Level (4) Scholar of Jurisprudence and Private Law, Specialized Center for Jurisprudence and Law, Qom, Iran.
چکیده [English]
During the course of life, a person incurs various obligations through contracts, unilateral juridical acts, and legal events. Certain obligations are intrinsically personal in nature and, due to their dependence upon the specific characteristics or capacities of the obligor, are extinguished upon death. By contrast, another category of obligations lacks an inherently personal character, and their performance does not depend upon the individual attributes of the obligor. The principal question addressed in this study is whether, upon the obligor’s death, such obligations are transferred to the heirs or instead lapse entirely.
Employing a library-based research method and adopting a descriptive, analytical, and critical approach, this study demonstrates that three principal theories have been advanced concerning the legal nature of the estate in Imāmī jurisprudence and Iranian law: (1) the continuance of the decedent’s ownership after death; (2) the immediate transfer of ownership to the heirs; and (3) the recognition of the estate as an independent juridical entity.
The first theory is primarily grounded in Qurʼānic verses, narrations (ḥadīth), and the consensus (ijmāʿ) of jurists. The second theory, in addition to these sources, relies upon jurisprudential maxims such as the principle that “property cannot remain without an owner” (al-māl lā yabqā bilā mālik). The third theory—shaped in part by comparative engagement with Western legal systems—emphasizes the precise determination of the moment of transfer and the suspension of the heirs’ right of disposition until the completion of estate administration and settlement.
The analytical conclusion of this study is that, through a synthesis of these three perspectives, the notion of a temporary juridical personality of the estate can be derived within Imāmī jurisprudence. According to this view, the property of the deceased acquires an independent legal status from the moment of death until the completion of settlement procedures. Only after the discharge of debts and obligations does definitive ownership transfer to the heirs.
The findings further indicate that pecuniary debts are transferable and are satisfied from the estate prior to distribution. Non-pecuniary obligations, however, due to their intrinsically personal character, are extinguished upon the death of the deceased, even where they entail incidental financial consequences. In this respect, the Iranian legal system appears to confront a legislative lacuna concerning the treatment of the deceased’s non-pecuniary obligations, resulting in divergent doctrinal opinions and practical challenges within judicial practice.
کلیدواژهها [English]
Continuance of Ownership, Non-Pecuniary Obligations, Heirs’ Right of Possession, Juridical Personality of the Estate, Actual Death
اصل مقاله
به فایل PDF مراجعه نمایید.
مراجع
آل عصفور، حسین بن محمد. (1379). سداد العباد و رشاد العباد. قم: محلاتی.
ابن بابویه، محمد بن علی. (1363). من لا یحضره الفقیه. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
ابن سعید، یحیی بن احمد. (1405ق). الجامع للشرائع. قم: مؤسسه سید الشهدا7.
ابن عابدین، علاءالدین. (1415ق). تکملة حاشیة رد المختار. بیروت: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع.
ابن قدامه، عبدالله. (بیتا). المغنی. بیروت: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع.
ابن منظور، محمد بن مکرم. (بیتا). لسان العرب. بیروت: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع.
کرکی، علی بن حسین. (1414ق). جامع المقاصد فی شرح القواعد. قم: مؤسسة آلالبیت علیهمالسلام لإحیاء التراث.
کلینی، محمد بن یعقوب. (1387).الکافی (دارالحدیث). قم: مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث. سازمان چاپ و نشر.
مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی. (1363). مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول. تهران: دار الکتب الإسلامیة.
مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی. (1406ق). ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار. قم: کتابخانه عمومی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره).
مجلسی، محمدتقی. (1406ق).روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه. بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور.
محقق داماد، سید مصطفی. (1395). نظریۀ عمومی شروط و التزامات در حقوق اسلامی. نوبت چاپ چهارم، تهران: انتشارات علوم اسلامی.
مراغی، احمد مصطفی. (بیتا). تفسیر المراغی. بیروت: دارالفکر.
مصری، زینالدین بن نجیم. (1418ق). البحر الرائق. بیروت: دارالکتب العلمیة.
مطرزی، ناصر بن عبدالسید. (1979م). المغرب فی ترتیب المعرب. سوریه: مکتبة أسامة بن زید.
مقدس اردبیلی، احمد بن محمد. (بیتا). مجمع الفائدة و البرهان فی شرح إرشاد الأذهان. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمدحسن. (1375).غنائم الأیام فی مسائل الحلال و الحرام. قم: مکتب الإعلام الإسلامی. مرکز النشر.
نجاشی، احمد بن علی. (1402).رجال النجاشی. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
نووی، محیالدین. (بیتا). المجموع. بیروت: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع.
نوین، پرویز؛ و خواجه پیری، عباس. (1378). حقوق مدنی ۸. نوبت چاپ اول، تهران: گنج دانش.
وجدانی فخر، قدرت الله. (1384). الجواهر الفخریة فی شرح الروضة البهیة. قم: سما قلم.
هندی، ملیباری. (1418ق). فتح المعین. بیروت: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع.
یزدی، محمدکاظم بن عبدالعظیم. (1421ق). العروة الوثقی (عدة من الفقها، جامعه مدرسین). قم: دفتر انتشارات اسلامی.
Colin, A., & Capitant, H. (1988). Cours élémentaire de droit civil français (5e éd.). Dalloz.
Ghestin, J., Billiau, M., & Loiseau, G. (2005). Traité de droit civil: Le régime des créances et des dettes. L.G.D.J.
Nicod, M. (2014). La continuation de la personne du défunt: Principe général du droit français des successions? Presses de l’Université Toulouse 1 Capitole.