| تعداد نشریات | 54 |
| تعداد شمارهها | 2,639 |
| تعداد مقالات | 37,346 |
| تعداد مشاهده مقاله | 18,470,503 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 8,425,373 |
قرابت گزینشی و امکان نسبتمندی معنا و علّیت در اندیشههای ماکس وبر و نقد آن براساس حکمت متعالیه | ||
| مطالعات فرهنگی اجتماعی حوزه | ||
| دوره 10، شماره 1 - شماره پیاپی 19، فروردین 1405، صفحه 63-82 اصل مقاله (2.99 M) | ||
| نوع مقاله: مبانی فلسفی و نظریات بنیادین علوم اجتماعی اسلامی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22034/scs.2026.71250.1396 | ||
| نویسنده | ||
| مهدی سلطانی* | ||
| استادیار، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه باقرالعلوم(ع)، قم، ایران | ||
| تاریخ دریافت: 11 اسفند 1403، تاریخ بازنگری: 18 تیر 1404، تاریخ پذیرش: 22 فروردین 1405 | ||
| چکیده | ||
| ماکس وبر، جامعهشناس آلمانی، به دلیل تأکید بر اهمیت معنا و تفهم در تحلیل پدیدههای اجتماعی مشهور است. علّیت، در نگاه جامعهشناسان پیش از وی مطمحنظر بود؛ لکن، وی در نظریه اجتماعی، معنا را نیز اضافه کرد. این تقریر از نسبت بین معنا و علّیت، در سپر اندیشهای و حِکمی متعالیه مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. پرسش پژوهش حاضر ناظر به مناسبات معنا با علّیت در نظریه اجتماعی وبر بوده و نسبت این دو امر مورد پرسش قرار گرفته است. روش تحقیق تحلیلی- تبیینی است. نتایج نشان داد، وبر با انتقاد از روشهای از پیش تعیینشده، که به واسطه تصویر علّیت در اندیشه پوزیتیویسم رواج داشت، درصدد ترسیم این امر است که علّیت در علوم انسانی باید به صورت پیچیدهتری مورد بررسی قرار گیرد و شامل عوامل متنوع و غیرقابل پیشبینی گردد. وی به جای استفاده از مفهوم کارکرد در اندیشه پوزیتیویستها و یا دیالکتیک در اندیشه هگل یا مارکس، از مفهوم قرابت گزینشی برای توضیح نحوه نسبت معنا و علیت استفاده کرده است. حکمت متعالیه مدعی است که این مفهوم در چرخش کوپرنیکی قابل فهم بوده و قوس نزول ماسوی الله به واسطه چنین چرخشی حذف شده و قوس صعود نیز فارغ از هرگونه تعالی مدنظر قرار میگیرد. لذا، ابعاد متعالی و غیبی هستی انکار میشوند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| معنا؛ علّیت؛ ماکس وبر؛ قرابت گزینشی؛ حکمت متعالیه | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| Elective Affinity and the Possibility of the Relationality of Meaning and Causality in the Thoughts of Max Weber and Its Critique Based on Transcendent Theosophy (Ḥikmat Mutaʿāliyah) | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Mehdi Soltani | ||
| Assistant Professor, Department of Social Sciences, Bagheralud University, Qom, Iran. | ||
| چکیده [English] | ||
| Max Weber, the German sociologist, is renowned due to his emphasis on the importance of meaning and understanding in the analysis of social phenomena. Causality was the focal point of attention in the view of sociologists prior to him; however, in his social theory, he added meaning as well. This articulation of the relationship between meaning and causality is subjected to critique and investigation within the intellectual and philosophical sphere of Transcendent Theosophy (Ḥikmat Mutaʿāliyah). The question of the present research observes the relations of meaning with causality in Weber's social theory, and the relationship between these two matters has been questioned. The research method is analytical-explanatory. The results demonstrated that Weber, by criticizing the predetermined methods that were prevalent by means of the depiction of causality in positivist thought, seeks to delineate the matter that causality in the humanities must be examined in a more complex manner and encompass diverse and unpredictable factors. Instead of using the concept of function in the thought of positivists or dialectics in the thought of Hegel or Marx, he has utilized the concept of elective affinity to explain the modality of the relationship between meaning and causality. Transcendent Theosophy (Ḥikmat Mutaʿāliyah) asserts that this concept is comprehensible within a Copernican turn, and the arc of descent (Qaws Nuzūl) of all other than Allah (Mā Siwā Allāh) has been eliminated by means of such a turn, and the arc of ascent (Qaws Ṣuʿūd) is also taken into consideration devoid of any transcendence. Therefore, the transcendent and unseen (Ghaybī) dimensions of existence are denied. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Meaning, Causality, Max Weber, Elective affinity, Transcendent Theosophy (Ḥikmat Mutaʿāliyah) | ||
| مراجع | ||
|
آراتو، اندرو (1385). تفکر نوکانتی: حلقه مفقوده نظریه انتقادی. ترجمه امید مهرگان؛ مقدمه مراد فرهادپور. تهران: گام نو.
آشتیانی، منوچهر (1383). ماکس وبر و جامعهشناسی شناخت. تهران: قطره.
جوادی آملی، عبدالله (1386). رحیق مختوم: شرح حکمت متعالیه. تنظیم و تدوین حمید پارسانیا. قم: اسراء، ج7، 9، 1.
دلوز، ژیل (1386). فلسفه نقادی کانت. ترجمه اصغر واعظی. تهران: نشر نی.
دلوز، ژیل (1396). انسان و زمانآگاهی مدرن: درسگفتارهای ژیل دلوز درباره کانت. ترجمه اصغر واعظی. هرمس.
دورکیم، امیل (1387). قواعد روش جامعهشناسی. ترجمه علی محمد کاردان. تهران: دانشگاه تهران.
ریتر، یوآخیم و دیگران (1391). فرهنگنامه تاریخی مفاهیم فلسفی: بخش مابعدالطبیعه. ترجمه محمدرضا بهشتی و دیگران. تهران: سمت و نو ارغنون، ج3.
صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم (1981). الحکمة المتعالیة فى الاسفار العقلیة الاربعة. بیروت: دار الاحیاء التراث، ج 1-3.
کانت، ایمانوئل (1390). سنجش خرد ناب. ترجمه میرشمسالدین ادیب سلطانی. تهران: امیرکبیر.
مردیها، مرتضی (1395). معنا و مبنای تبیین در علوم اجتماعی. مطالعات میانرشتهای در علوم انسانی، 8(32)، ص79-104.
وبر، ماکس (1374الف). اخلاق پروتستان و روح سرمایهداری. ترجمه عبدالمعبود انصاری. تهران: سمت.
وبر، ماکس (1374ب). اقتصاد و جامعه. ترجمه عباس منوچهری و همکاران. تهران: مولی.
وبر، ماکس (1395). روششناسی علوم اجتماعی. ترجمه حسن چاوشیان. تهران: مرکز.
هایدگر، مارتین (1379). عصر تصویر جهان.ترجمه سید حمید طالبزاده. فلسفه، شماره 11-12.
هگل، گئورگ (1390). پدیدارشناسی روح. ترجمه باقر پرهام. تهران: کندوکاو.
Heidegger, M. (1998). Pathmarks, Et. William Mcneill. Cambridge.
Oakes, G. (1988). Weber and Rickert: Concept formation in the cultural science. London: MIT press.
Weber, M. (1922). Gesammelte Aufsätze zur Wissenschaftslehre, Tübingen, Verlag von J. C. B. Mohr (Paul Siebeck).
Windelband, W. (1901). A History of Philosophy with Especial Reference to the Formation and Development of Its Problems and Conceptions. New York: Macmillan. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 36 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 46 |
||