| تعداد نشریات | 54 |
| تعداد شمارهها | 2,644 |
| تعداد مقالات | 37,373 |
| تعداد مشاهده مقاله | 18,779,709 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 8,563,824 |
طرح یک عاملیت فطرتبنیان: گذر از دوگانه ساختار و عاملیت در اندیشه شهید مرتضی مطهری | ||
| مطالعات فرهنگی اجتماعی حوزه | ||
| دوره 10، شماره 1 - شماره پیاپی 19، فروردین 1405، صفحه 43-62 اصل مقاله (2.84 M) | ||
| نوع مقاله: مبانی فلسفی و نظریات بنیادین علوم اجتماعی اسلامی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22034/scs.2026.72863.1440 | ||
| نویسندگان | ||
| محمدامین زبیدی* 1؛ سیدمهدی موسوی2 | ||
| 1کارشناسی ارشد، گروه فلسفه علوم اجتماعی، دانشگاه باقرالعلوم(ع)، قم، ایران | ||
| 2استادیار، گروه فلسفه علوم اجتماعی، دانشگاه باقرالعلوم(ع)، قم، ایران | ||
| تاریخ دریافت: 23 شهریور 1404، تاریخ بازنگری: 05 آبان 1404، تاریخ پذیرش: 15 خرداد 1405 | ||
| چکیده | ||
| هدف این پژوهش، تبیین خاستگاه و حقیقت عاملیت انسانی در نسبت با نیروهای قوامبخش نظم اجتماعی و ارائه مبنایی پایدار برای کنش انتقادی است. رهیافتهای متعارف جامعهشناختی، از جبرگرایی ساختاری تا نظریههای تلفیقی، عمدتاً به دلیل فقدان یک نقطه اتکای وجودشناختی فرا اجتماعی، در توجیه مقاومت عاملیت ناکام میمانند. از اینرو، پژوهش حاضر با استخراج و صورتبندی نظریه «عاملیت فطرتبنیان» از منظومه فکری شهید مرتضی مطهری، به دنبال ارائه یک چارچوب نظری بدیل برای عبور از این بنبست است. مسئله اصلی آن است که نظریه «عاملیت فطرتبنیان» در اندیشه مطهری، چگونه میتواند با ارائه یک منبع معیار وجودشناختی و مستقل برای کنشگر، به خلأ تبیینی و «معضل معیار» در نظریههای جامعهشناختی رایج پاسخ دهد؟ به عبارت دیگر، این نظریه چگونه در برابر تقلیلگرایی اجتماعی مقاومت کرده و الگویی پایدار برای کنش انتقادی تحولخواه در برابر ساختارهای قاهر میسازد؟ روش این تحقیق مبتنی بر «بازسازی مفهومی» است. در این رویکرد تحلیلی، مفاهیم بنیادین انسانشناسی مطهری (بهویژه میدان مفهومی سهگانه غریزه، عادت و فطرت) بهصورت فعالانه برای حل یک معضل دیرپا در جامعهشناسی نظری بازخوانی میشوند. در این فرآیند، اندیشه مطهری بهعنوان بنیان یک مدل تحلیلی استخراج شده و در نسبت انتقادی با چالشهای نظریههای معاصر (نظیر آراء دورکیم، پارسونز و نظریه انتقادی) صورتبندی مجدد میگردد. یافتهها نشان میدهد که در این الگو، «فطرت» نهتنها یک تمایل روانی، بلکه یک اصل هستیشناختی ثابت است که منبع مستقل نقد را پیش از هر برساخت اجتماعی در درون انسان جای میدهد. برخلاف غریزه و عادت، فطرت سرشت ویژه انسانی و معطوف به ارزشهای متعالی است. در این رویکرد، ساختارها خنثی نبوده و در دوگانه حق و باطل ارزیابی میشوند. تقابل میان سرشت اولیه (فطرت اصیل با گرایش به حقیقت و عدالت) و سرشت ثانویه (ملکات اکتسابی از ساختارهای اجتماعی)، منازعه عاملیت- ساختار را به یک «تضاد وجودشناختی درونی» در عامل انسانی منتقل میکند که امکان استقلال منطقی و مقاومت بنیادین را فراهم میسازد. چارچوب فطرتبنیان، راهی بدیل برای عبور از بنبستهای جبرگرایی ساختاری و ارادهگرایی بیبنیان میگشاید. این الگو نشان میدهد که عاملیت نیرویی است که اصالت و معیار خود را از اجتماع نمیگیرد، بلکه از فطرت استمداد میجوید. با تفکیک امر اصیل و فراتاریخی از تجلّیات عارضی و تاریخی، این رویکرد نظریه کنشی مبتنی بر اصالت، مسئولیتپذیری فردی و امید تکاملی را بنیان مینهد که ظرفیت بالایی برای نقد ساختارهای سلطه دارد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| عاملیت و ساختار؛ فطرت؛ مرتضی مطهری؛ تعامل؛ بازسازی مفهومی؛ انسانشناسی اسلامی؛ کنش انتقادی. | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| Proposing a Fiṭrah-Based Agency: Transcending the Structure-Agency Dualism in the Thought of Martyr Morteza Motahhari | ||
| نویسندگان [English] | ||
| MohammadAmin Zobeidi1؛ Seyed Mahdi Musavi2 | ||
| 1Master's degree, Department of Philosophy of Social Sciences, Baqir al-Olum University, Qom, Iran | ||
| 2Assistant Professor, Department of Philosophy of Social Sciences, Baqir al-Olum University, Qom, Iran. | ||
| چکیده [English] | ||
| The purpose of this research is to elucidate the origin and truth of human agency in relation to the constitutive forces of social order and to provide a stable foundation for critical action. Conventional sociological approaches, ranging from structural determinism to synthetic theories, predominantly fail in justifying the resistance of agency due to the lack of an extra-social ontological fulcrum. Hence, the present research, by extracting and formulating the theory of "Fiṭrah-based agency" from the intellectual system of Martyr Morteza Motahhari, seeks to present an alternative theoretical framework to overcome this impasse. The main problem is how the theory of "Fiṭrah-based agency" in Motahhari's thought can respond to the explanatory vacuum and the "problem of criterion" in prevalent sociological theories by providing an independent and ontological criterion source for the actor? In other words, how does this theory resist social reductionism and construct a stable model for transformative critical action against dominant structures? The method of this research is based on "conceptual reconstruction." In this analytical approach, the fundamental concepts of Motahhari's anthropology (especially the tripartite conceptual field of instinct, habit, and Fiṭrah) are actively reread to solve a long-standing dilemma in theoretical sociology. In this process, Motahhari's thought is extracted as the foundation of an analytical model and reformulated in critical relation to the challenges of contemporary theories (such as the views of Durkheim, Parsons, and critical theory). The findings demonstrate that in this model, "Fiṭrah" is not merely a psychological inclination, but rather a constant ontological principle that embeds the independent source of critique within the human being prior to any social construct. Unlike instinct and habit, Fiṭrah is a specifically human nature oriented towards transcendent values. In this approach, structures are not neutral and are evaluated within the dualism of truth (Ḥaqq) and falsehood (Bāṭil). The opposition between the primary nature (authentic Fiṭrah with an inclination towards truth and justice) and the secondary nature (acquired dispositions (Malakāt) from social structures) transfers the agency-structure conflict to an "internal ontological contradiction" within the human agent, which provides the possibility of logical independence and fundamental resistance. The Fiṭrah-based framework opens an alternative path to overcome the impasses of structural determinism and groundless voluntarism. This model demonstrates that agency is a force that does not derive its authenticity and criterion from society, but rather seeks assistance from Fiṭrah. By distinguishing the authentic and trans-historical matter from accidental and historical manifestations, this approach establishes an action theory based on authenticity, individual responsibility, and evolutionary hope, which possesses a high capacity for critiquing structures of domination. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Agency and structure, Fiṭrah, Morteza Motahhari, Interaction, Conceptual reconstruction, Islamic anthropology, Critical action | ||
| مراجع | ||
|
آزاد ارمکی، تقی (۱۳۷۶). نظریههای جامعهشناسی. تهران: سروش.
انصاری مقدم، علی (1398). انسان اجتماعی مبتنی بر نظریه فطرت آیتالله شاهآبادی و دلالتهای آن در گونهشناسی کنش اجتماعی. فرهنگ پژوهش، شماره 38.
ترابی، علیاکبر (۱۳۴۷). مبانی جامعهشناسی. تهران: اقبال.
دفتر همکاری حوزه و دانشگاه (۱۳۶۳). درآمدی بر جامعهشناسی اسلامی. چاپ سلمان فارسی.
دورکیم، امیل (۱۳۶۲). قواعد روش جامعهشناسی . ترجمه علیمحمد کاردان. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
دورکیم، امیل (۱۳۸۱). درباره تقسیم کار اجتماعی. ترجمه باقر پرهام. تهران: نشر مرکز.
ساروخانی، باقر (۱۳۸۰). درآمدی بر دائرةالمعارف علوم اجتماعی . تهران: کیهان، ج2.
سوزنچی، حسین (۱۳۹۹). فطرت بهمثابه یک نظریه انسانشناسی رقیب برای علوم انسانی مدرن. آیین حکمت، ۱۲(۴۵)، ص۷-۳۸.
سیدمن، استیون (۱۳۸۶). کشاکش آراء در جامعهشناسی . ترجمه هادی جلیلی. تهران: نشر نی.
فروند، ژولین (۱۳۸۳). جامعهشناسی ماکس وبر. ترجمه عبدالحسین نیکگهر. تهران: توتیا.
کرایب، یان (۱۳۷۸). نظریههای مدرن در جامعهشناسی: از پارسونز تا هابرماس. ترجمه محبوبه مهاجر. تهران: سروش.
کرایب، یان (۱۳۸۲). نظریه اجتماعی کلاسیک: از پارسونز تا هابرماس. ترجمه شهناز مسمیپرست. تهران: آگه.
گیدنز، آنتونی (۱۳۷۸). سیاست جامعهشناسی و نظریه اجتماعی. ترجمه منوچهر صبوری. تهران: نشر نی.
محدث، علیرضا (1393). بررسی رابطه فطرت و فرهنگ از منظر قرآن با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی. پایاننامه کارشناسی ارشد. استاد راهنما شمسالله مریجی. دانشگاه باقرالعلوم(ع).
مطهری، مرتضی (۱۳۸۹ ب). جامعه و تاریخ. تهران: انتشارات صدرا، چاپ بیست و چهارم.
مطهری، مرتضی (۱۳۸۹ د). مجموعه یادداشتها. تهران: انتشارات صدرا، ج ۴، چاپ چهارم.
مطهری، مرتضی (۱۳۹۰ د). تعلیم و تربیت در اسلام. تهران: انتشارات صدرا، چاپ هفتاد و سوم.
مطهری، مرتضی (۱۳۹۸). فطری بودن دین. تهران: انتشارات صدرا.
نظری، نصرالله؛ شرفالدین، سید حسین (۱۳۹۳). رابطه عاملیت و ساختار از دیدگاه علامه طباطبایی. معرفت فرهنگی اجتماعی، ۵(۳)، ص۴۱-۶۴.
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 29 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 20 |
||