| تعداد نشریات | 54 |
| تعداد شمارهها | 2,644 |
| تعداد مقالات | 37,391 |
| تعداد مشاهده مقاله | 18,896,885 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 8,596,024 |
تأثیر نکول مدعیعلیه از ادای سوگند بر پذیرش ادعای خواهان در پرتو فقه اسلامی و نظام حقوقی ایران | ||
| فقه | ||
| دوره 33، شماره 125، فروردین 1405، صفحه 62-86 اصل مقاله (1.46 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22081/jf.2026.71110.2897 | ||
| نویسندگان | ||
| علی سائلی1؛ سیدمرتضی تقوی2؛ محسن ابراهیمی* 3 | ||
| 1استادیار جامعة المصطفى العالمیه، قم، ایران. | ||
| 2مدرس خارج فقه، حوزه علمیه، قم، ایران. | ||
| 3فارغ التحصیل دکتری فقه اسلامی دانشگاه جامعة المصطفى العالمیه، قم، ایران | ||
| تاریخ دریافت: 27 بهمن 1403، تاریخ بازنگری: 01 خرداد 1404، تاریخ پذیرش: 05 بهمن 1404 | ||
| چکیده | ||
| یکی از قواعد مسلم فقهی و حقوقی، قاعده منصوص «البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر» است که معیار اصلی در باب قضای اسلامی بهشمار میآید اما مواردی در فقه وجود دارد که قاعده مذکور را تخصیص زده است و یکی از آن موارد، فرض نکول مدعیعلیه از رد یمین است که این مقاله با گردآوری دادههای کتابخانهای و با روش توصیفی و تحلیلی گزارههای فقهی و اقوال فقهای فریقین در مسئله جواز و یا عدم جواز قضا به مجرد نکول مدعیعلیه را مورد تحقیق قرار داده و به نتیجهای بدیع در باب قبول قول مدعی بدون بینه و یمین در فرض مذکور رسیده است. در فقه اسلامی در فرض نکول مدعیعلیه از رد یمین، دو دیدگاه اصلی وجود دارد: 1. جواز قضا به مجرد نکول که دیدگاه فقهایی مانند شیخ صدوق و شیخ مفید است. آنها معتقدند که با نکول مدعیعلیه از سوگند، حاکم میتواند به نفع مدعی حکم کند و به ادله زیادی استدلال نمودهاند. 2. لزوم رد یمین به مدعی؛ این دیدگاه، نظر مشهور فقهای امامیه است. این گروه معتقدند که صرف نکول مدعیعلیه برای صدور حکم کافی نیست، بلکه ابتدا باید یمین به مدعی رد شود و در صورت سوگند مدعی، ادعای او پذیرفته میشود. این دیدگاه با ماده 132۸ فعلی قانون مدنی و 274 آیین دادرسی مدنی ایران نیز مطابقت دارد و در مذاهب فقهی اهل سنت هم، این دیدگاه طرفدارانی دارد. لازمه قول نخست، امکان پذیرش ادعای مدعی (خواهان) بدون ارائه بینه و یمین در صورتی است که مدعیعلیه (خوانده) از ادای سوگند و رد آن، امتناع ورزد و مطابق آن قول، میتوان گفت که قاعده بینه به نکول مدعیعلیه تخصیص خورده و در این فرض قول مدعی بدون بینه و یمین پذیرفته میشود . | ||
| کلیدواژهها | ||
| نکول از قسم؛ نکول مدعیعلیه؛ رد یمین؛ امتناع از قسم | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| The Effect of a Defendant’s Refusal to Take an Oath on the Acceptance of the Plaintiff’s Claim in Light of Islamic Jurisprudence and the Iranian Legal System | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Ali Saeli1؛ Sayyid Morteza Taghavi2؛ Mohsen Ebrahimi3 | ||
| 1Assistant Professor, Al-Mustafa International University, Qom, Iran | ||
| 2Lecturer of Kharij Fiqh, Islamic seminary, Qom, Iran. | ||
| 3Ph.D. Graduate in Islamic Jurisprudence, Al-Mustafa International University, Qom, Iran | ||
| چکیده [English] | ||
| One of the well-established jurisprudential and legal principles is the textual rule, “The burden of proof is upon the claimant, and the oath is upon the one who denies” (al-bayyinah ‘ala al-mudda‘i wa al-yamin ‘ala man ankara), which constitutes a fundamental criterion in Islamic adjudication. Nevertheless, certain cases in Islamic jurisprudence qualify this rule. One such case concerns the defendant’s refusal (nukul) to take or return the oath. Using library-based data collection and a descriptive-analytical approach, this article examines the jurisprudential propositions and the opinions of both Sunni and Shi‘i jurists regarding the permissibility or impermissibility of rendering judgment solely on the basis of the defendant’s refusal to take the oath. The study arrives at a novel conclusion concerning the acceptance of the claimant’s assertion without evidence or oath in such circumstances. In Islamic jurisprudence, two principal views exist regarding the defendant’s refusal to return the oath. First, some jurists, including Shaykh al-Saduq and Shaykh al-Mufid, permit judgment solely on the basis of the defendant’s refusal. According to this view, when the defendant refuses to swear, the judge may rule in favor of the claimant, and numerous arguments have been advanced in support of this position. Second, the majority of Imamiyya jurists maintain that the oath must be referred back to the claimant. According to this view, the defendant’s refusal alone is insufficient for issuing a judgment; rather, the oath must first be offered to the claimant, and only if the claimant swears the oath may the claim be accepted. This position is consistent with Article 1328 of the Iranian Civil Code and Article 274 of the Iranian Code of Civil Procedure. It also enjoys support among certain Sunni legal schools. The implication of the first view is that the claimant’s assertion may be accepted without the presentation of evidence or an oath if the defendant refuses both to take the oath and to return it to the claimant. According to this opinion, the general rule concerning evidentiary proof is qualified by the defendant’s refusal, such that the claimant’s statement may be accepted without evidence or oath in this specific circumstance. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Refusal to Take an Oath (Nukul), Defendant’s Refusal, Return of the Oath, Refusal to Swear | ||
| مراجع | ||
|
* قرآن کریم
ابن ادریس حلّی، محمد بن منصور. (59۸ق). السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی. قم: مؤسسة النشر الاسلامی.
ابن براج طرابلسى، قاضى عبدالعزیز. (1406ق). المهذّب. قم: مؤسسة النشر الاسلامی.
ابن رشد قرطبی، محمد بن احمد. (595ق). بدایة المجتهد و نهایة المقتصد. بیروت: دار الکتب العلمیة.
ابن فارس، احمد بن زکریا. (بیتا). معجم مقائیس اللغة. قم: مکتب الاعلام الاسلامی.
ابن قطان، علی بن محمد. (1424ق). الاقناع فی مسائل الإجماع. قاهره: الفاروق الحدیثیه.
ابن منظور، محمد بن مکرم. (711ق). لسان العرب. بیروت: دار صادر.
ابن نجّار، محمد بن احمد الفتوحی. (972ق). منتهی الإرادات. بیروت: عالم الکتب.
ابوجیب، سعدی. (بیتا). القاموس الفقهی لغة و اصطلاحاً. دمشق: دار الفکر.
اردبیلی، عبدالکریم موسوی. (بیتا). فقه القضاء. قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.
انصاری، زین الدین (شهید ثانی). (966ق). اسنی المطالب فی شرح روض الطالب. بیروت: دار الکتب العلمیة.
انصاری، زین الدین (شهید ثانی). (966ق). الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة. قم: انتشارات داوری.
انصاری، زین الدین (شهید ثانی). (966ق). مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام. قم: مؤسسة المعارف الاسلامیة.
انصاری، شیخ مرتضی. (12۸1ق). کتاب المکاسب. قم: مجمع الفکر الاسلامی.
آشتیانی، میرزا محمدحسن. (1419). کتاب القضاء. قم: دار الهجره.
بجنوردی، سیدمحمدحسن. (بیتا). القواعد الفقهیه. قم: انتشارات دلیل ما.
بجیریمی، سلیمان بن محمد. (1221ق). حاشیة البجیریمی علی المنهاج. بیروت: دار الکتب العلمیة.
بهوتی، منصور بن یونس. (1051ق). الروض المربع شرح زاد المستقنع. ریاض: مکتبة الملک فهد الوطنیة.
بهوتی، منصور بن یونس. (1051ق). دقائق اولی النهی لشرح المنتهی. بیروت: عالم الکتب.
ثعلبی، عبدالوهاب. (422 ق). التلقین فی الفقه المالکی (محقق: ابی اویس محمد بوخبزة الحسنی التطوانی). مراکش: دار ابن عرفة.
جعفری لنگرودی، محمدجعفر. (1374). ترمینولوژی حقوق (چاپ چهارم). تهران: گنج دانش.
جعفری لنگرودی، محمدجعفر. (13۸1). دایرة المعارف علوم اسلامی (قضایی) (چاپ سوم). تهران: گنج دانش.
جوهری، اسماعیل بن حماد. (400ق). الصحاح - تاج اللغة و صحاح العربیة. بیروت: دار العلم للملایین.
حائری، سیدکاظم حسینی. (1381). القضاء فی الفقه الاسلامی. قم: مجمع الفکر الاسلامی.
حرعاملی، محمد بن حسن. (1409ق). وسائل الشیعة. قم: مؤسسة آل البیت^.
حسینی مراغی، سیدمیرعبدالفتاح. (بیتا). العناوین الفقهیة. قم: مؤسسة النشر الاسلامی.
حلبی، ابوالصلاح.(1430ق). الکافی فی الفقه. قم: بوستان کتاب.
حلی، ابن زهره. (1417ق). غنیه النزوع. قم:موسسه امام صادق×.
حلی، جعفر بن حسن (محقق حلی). (1408ق). شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام. تهران: انتشارات استقلال.
حلی، جعفر بن حسن (محقق حلی). (676ق). المختصر النافع فی فقه الامامیة. قم: مؤسسة البعثة.
حلی، حسن بن یوسف (علامه حلی). (1420ق). مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة. قم: مؤسسة النشر الاسلامی.
حلی، حسن بن یوسف (علامه حلی). (726ق). تحریر الأحکام الشرعیة على مذهب الإمامیة. قم: مؤسسة امام صادق×.
حلی، حسن بن یوسف (علامه حلی). (726ق). قواعد الأحکام فی معرفة الحلال و الحرام. قم: مؤسسة النشر الاسلامی.
حلی، حمزة بن علی حسینی (ابن زهره). (5۸5ق). غنیة النزوع إلى علمی الأصول و الفروع. قم: مؤسسة امام صادق×.
حلی، محمد اسدی (فخرالمحققین). (1387ق). إیضاح الفوائد فی شرح مشکلات القواعد. قم: مؤسسة اسماعیلیان.
خوانساری، سیداحمد. (بیتا). جامع المدارک فی شرح المختصر النافع. قم: مؤسسة اسماعیلیان.
خویی، سیدابوالقاسم موسوی. (1413ق). مبانی تکملة المنهاج. قم: مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی.
دردیر، احمد بن محمد. (1201ق). الشرح الکبیر علی مختصر خلیل. بیروت: دار الفکر.
دهخدا، علی اکبر. (بیتا). لغتنامه. تهران: مؤسسه لغتنامه دهخدا.
سبزواری، محمدباقر. (1381).کفایه الاحکام. قم:جامعه مدرسین اسلامی.
شمس، عبدالله. (13۸9). ادله اثبات دعوا (چاپ هفتم). تهران: دراک.
شمس، عبدالله. (1394). آیین دادرسی مدنی (ج3، چاپ چهل و دوم). تهران: دراک.
شهیدثانی، زین الدین. (1413ق). مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام. قم: بنیادمعارف اسلامی.
صافی گلپایگانی، لطف الله. (1416ق). ثلاث رسائل فقهیة. قم: دفتر آیت الله صافی.
صدوق، محمدبن علی. (1363). من لایحضره الفقیه. قم:جامعه مدرسین حوزه علمیه.
طوسی، ابن حمزه. (1408ق). الوسیله. قم:کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.
طوسی، محمدبن حسن. (1387ق). المبسوط. تهران: مکتب مرتضویه.
فراهیدی، خلیل بن احمد. (1409ق). العین. قم: دارالهجره.
فیض کاشانی، محسن. (بیتا). مفاتیح الشریعه. قم:کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.
کاسانی، علاءالدین. (1406ق). بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع. بیروت: دارالکتب العربی.
کلینی، محمدبن یعقوب. (1407ق). الکافی. تهران: دارالکتب الاسلامیه.
مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى. (1406ق). ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار. قم: کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.
مجلسى، محمدتقى. (1406ق). روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه. قم: مؤسسه فرهنگى اسلامى کوشانپور.
محقّق داماد، سیدمصطفی. (1390). قواعد فقه (بخش قضایی) (چاپ بیستویکم). تهران: مرکز نشر علوم اسلامی.
مفید، محمدبن محمد. (1368). المقنعه. قم:جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
موسوی بجنوردی، کاظم. (13۸3). دائرة المعارف بزرگ اسلامی (ج13) تهران: مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
نجفى، محمد حسن. (1404ق) جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام (ج17، 40، چاپ هفتم). بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
نراقى، مولى احمد بن محمد مهدى. (1415ق). مستند الشیعة فی أحکام الشریعة (ج19). قم: مؤسسه آل البیت ع.
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 46 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 43 |
||