| تعداد نشریات | 54 |
| تعداد شمارهها | 2,650 |
| تعداد مقالات | 37,473 |
| تعداد مشاهده مقاله | 19,285,589 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 8,819,258 |
نذر حضرت علی اصغر(علیه السلام) | ||
| پوپک | ||
| دوره 01، مجله پوپک ویژه نامه محرم - شماره پیاپی 379، اسفند 1373، صفحه 40-40 | ||
| نوع مقاله: داستان مذهبی مجله پوپک | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22081/poopak.1995.80246 | ||
| تاریخ دریافت: 20 مرداد 1405، تاریخ پذیرش: 20 مرداد 1405 | ||
| اصل مقاله | ||
|
نذر حضرت علیاصغر(علیه السلام) عباسعلی متولیان مادربزرگ من خیلی سالها پیش نذر کرده بود که خدا در کنار سه دخترش، یک فرزند پسر به او بدهد تا وقت پیری عصای دستش باشد. او محرم به محرم سفرهی نذریاش پَهن بود. حلوا و خرما و نان و پنیر و سبزی و آش رشته؛ اما خدا مصلحت ندید که نذر مادربزرگ را قبول کند؛ البته خدا به او نوهی پسری داد که من باشم. من که پسرِ دخترش بودم وقتی به دنیا آمدم اسمم را علی اصغر گذاشتند. اسم پدرم نیز حسین است. مادربزرگم همیشه مرا صدا میکرد: «بیا پسرم، علیاصغر حسین(علیه السلام).» بعد با لهجهی زیبای آذری روضهی علیاصغر را زیر لب زمزمه میکرد. تا وقتی که من بزرگ شدم و به مدرسه میرفتم هم سفرهی نذری مادربزرگم ادامه داشت. یک روز از او پرسیدم: «حالا که دیگر خدا مرا به شماها داده است، دیگر چرا هنوز نذری میدهید؟» مادربزرگم خندید و گفت: «بالام(۱)جان نذری دادن که اشکال نداره. علیاصغر امام حسین(علیه السلام) خیلی مظلومه. هر چی ماها به یاد او باشیم، باز هم جا داره.» بعد برگشت به سمت من و گفت: «عزیزم اگر روزی من نبودم، نذر من را ادامه بده! علیاصغر امام حسین(علیه السلام) با دستهای کوچولوش گرههای بزرگ را باز میکند.» امسال محرم من میخواهم سفرهی نذری مادربزرگم را پهن کنم. برای سلامتی همهی مریضهایی که بیماری کرونا بین ما و آنها فاصله انداخته است. مثل مادربزرگم که در بیمارستان است. میخواهم روز هفتم محرم برای پرستاران بیمارستان نذری بستهبندی شدهی حلوا، خرما، نان و پنیر و سبزی ببرم. همچنین یک نذری هم خودم دارم. با خواهرم پولهای پساندازم را جمع کردیم. میخواهیم پارچه بخریم تا مادرم با چرخ خیاطی مادربزرگ، ماسک بدوزد و ما همراه بستهی خرما و نان و پنیر و سبزی ببریم به همسایههای نیازمند هدیه بدهیم. در روزهای عزاداری امام حسین(علیه السلام)، سفرهی نذری مادربزرگم پهن است تا بیماری کرونا از کشور ما جمع شود و انشاءالله مادربزرگم همراه با بقیهی مریضها دوباره به خانه برگردند.
۱.فرزند. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2 |
||